یکی از مولفه های مهم رشد دینی جامعه، حضور مبلغان و روحانیون در جایگاه تربیت و هدایت گری است. پس از غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به واسطه ی عدم دسترسی مستقیم مردم به امام معصوم (علیه السلام) ، حضور علمایِ دینیِ رشد یافته در مکتب تشیع در میان جامعه ضرورت بیشتری پیدا کرده است. اما همیشه عدم تناسب میان تعداد عالِمان دین و جمعیت مسلمان شیعه وجود داشته است. هر چند پس از انقلاب اسلامی ایران با گسترش حوزه های علمیه و افزایش متقضیان فراگیری علم دین بخشی از این نقصان برطرف شده و نیز از ظرفیت های رسانه های دیداری و شنیداری نیز برای بالا بردن سطح آگاهی های دینی استفاده شده است، با این حال باز این خلاء جدی احساس می شود.

رشد دینی و تربیت اخلاقی یک جامعه هدف اصلی غالب بزرگان دینی بوده است، که در دوره های زمانی مختلف گاهی کمتر و گاهی بیشتر توانسته اند آن را محقق کنند. یکی از رکن های اصلی در تربیت و هدایت جامعه دینی حضور عالمان دینی در بطن جامعه است. یعنی عالمانی که به مثال چراغ راه اند خود با مردم زندگی کرده و میان آنها و مردم درک متقابل باشد. چرا که علاوه بر دانش دینی، عمل، اخلاق و سیره و سبک زندگی این افراد نیز در برداشت های مردم موثر است.

جامعه ی روستایی اسبوکلا متاسفانه به دلایل مختلف در این زمینه ها کم نصیب بوده است. طی سال های خیلی دور افرادی چون کربلایی شیخ حسین، ملا حسین سالخورده ی زرین آبادی و کربلایی شیخ محمد یاری به آموزش کودکان در زمینه ی قرآن در حد ابتدایی می پرداختند. در حقیقت این ها نوعاً مکتب خانه به حساب می آمدند.

شیخ محمد حسین قربانی نخستین روحانی تحصیل کرده در حوزه علمیه و شاگرد آیت الله کوهستانی، پیش از انقلاب است که به دلیل فشار های وارد شده از سوی برخی اشخاص نتوانست آن گونه که باید، رسالتش را عملی سازد. سپس حاجی شیخ رضا شعبانی و شیخ محمد حسین اسبوکلایی ملبس به لباس پر افتخار روحانیت شدند که سال های بعد از انقلاب عهده دار بیشترین منبر ها و مجالس و برنامه های مذهبی روستا بودند. با افزایش جعمیت روستا، افزایش سطح تحصیلات آحاد جامعه و آگاهی نسبی افراد با اندیشه های دینی و انقلابی و نیز در طرف دیگر فعالیت گسترده و سنگین رسانه های بیگانه و همچنین گسترش اعتقادات انحرافی و به وجود آمدن شهبه های گوناگون، نیاز به پرورش و تربیت روحانی تاثیر گذار تحصیل کرده در حوزه علوم اسلامی به شدت احساس می شود.

متاسفانه این امری است که در گذشته و حتی حال مورد غفلت واقع شده  است. عالمان دینی برای تربیت و هدایت جامعه علاوه بر تهذیب نفس و عمل کامل به دستورات دین، باید خودشان را از مردم دانسته و به اصطلاح با مردم جامعه ی خود نفس بکشند، با درد مردم و با مشکلات مردم و کم وکاستی و ضعف و قوت آنان آشنا باشمد. به گونه ای که جامعه ی خود را در همه ی جوانب شناخته و با جماعت به طور مستقیم در ارتباط باشند. رفتاری که بسیاری ا علما بزرگ ما داشتند.

با در نظر گرفتن وضیعت فرهنگی جامعه و اوضاع فرهنگی و سیاسی کشور و نیز اوضاع فرهنگی روستایی اسبوکلا ضرورت پرداختن به چنین موضوع مهمی ضروری است و در حال حاضر خوشبختانه چند نفر از جوانان روستا در حوزه های علوم اسلامی مشغول به تحصیل اند که جای بسی خوشحالی دارد. جا دارد خانواده ها فرزندان برومند خود را به سمت تحصیل در حوزه های علمیه هدایت کنند و علما نیز در فرصت های مقتضی خانواده ها را به این امر ترغیب کنند.

ان شاء الله تعالی در آینده شاهد رشد و تعالی روستا اسبوکلا در همه ی حوزه ها بیش از پیش باشیم.