مکتب یا مکتب خانه ، به ابتدایی ترین محل فراگیری تعلیم و تربیت گفته می شده است و مدیر آن را معلم ، مدرس ، مکتب دار ، ادیب ، مودِب و مُلّا می گفته اند. مکتب خانه در هر جایی ممکن بود دایر گردد. در مسجد ، در خانه و گاهی هم در دکان ها. مکتب دار هر ماه مبلغی جزئی از هر شاگرد مکتبی می گرفت و از این راه گذران زندگی می کرد. معلومات مکتب دار زیاد نبود و معمولا در حدود برنامه ای که می آموخت سواد داشت . شرط ورود به مکتب این بود که کودک بتواند از عهده ی شست و شو و طهارت خود بر آید . بنابراین کودکان را از سن پنج شش سالگی به مکتب می بردند.

دوره ی تحصیل مشخص نبود و برخی کتاب های فارسی و دینی در مکتب تدریس می شد. برخی مکتب های شاگردان بیشتری داشتند و علما در آنجا تدریس می کردند.

حکیم ناصر خسرو هنگام سفر به مکه در سمنان درباره ی یکی از این مکتب ها می نویسد : «غره ذالحجه 537 به سمنان آمدم و مدتی آنجا مقام کردم و طلب اهل علم نمودم ، مردی را نشان دادند که او را استاد علی نسائی می گفتند. نزدیک وی شدم، جمعی پیش وی حاضر، گروهی اقلیدس می خواندند و گروهی طب و گروهی حساب، در اثنای سخن می گفت که بر استاد سینا رحمه الله علیه چنین خواندم و از وی چنین شنیدم ...»

برنامه ی مکتب ها در ابتدا عبارت بود از آموختن الفبا و قرائت قرآن و حفظ بخشی از آن. به تدریج آموزش زبان فارسی به شکل کنونی پدید آمد و منابع درسی فارسی بیشتر تدوین شد و برای آموزش قرآن جزوه ی کوچکی به نام «عم جزء» باب شد. از همین مکت خانه ها علمای بزرگ و شعرا و ادبا برخاستند. مکتب خانه ها وضعیت بهداشتی مناسبی نداشت و برای تنبیه از فلک استفاده می شد. در سال 1302 در دوران رضا شاه وزارت فرهنگ به موجب آیین نامه ای در صدد بهبود وضعیت بهداشتی مکتب ها بر آمد و تنبیه بدنی را ممنوع کرد.

در دوره ی اسلامی فکر تاسیس مدرسه وقتی پیدا شد که ایران حیات مستقل پیدا کرد. نخستین مدرسه را ناصر کبیر امیر طبرستان در اواخر قرن سوم در خانه ی خویش در آمل تاسیس کرد و خود به تدریس در آن مشغول شد. از آن پس در شهر های دیگر هم مدارسی ایجاد شد. از سال 1272 که وزارت علوم تاسیس و علینقی میرزااعتضاد السلطنه به وزارت آن برگزیده شد مدارس زیادی به وجود آمد که مهمترین آن ها دارالفنون است. از آن پس تعداد مکتب ها به شدت کاهش یافت.

از آغاز مشروطیت در قانون اساسی فرهنگ مصوب آبان 1290 تعلیمات اجباری برای هر ایرانی از هفت سالگی مقرر گردیده است. در مرداد 1322 نیز اجرای تعلیمات اجباری به تصویب مجلس رسید و به موجب آن می بایست در مدت 10 سال در تمام کشور آموزش ابتدایی اجرا شده باشد.

مکتبی ها در اسبوکلا

به نقل از بزرگان : « زمانی که ما می خواستیم برویم مدرسه جمعیت اسبوکلا در حدود 60 خانوار بود و ما حدود 20 نفر شاگرد بودیم که برای درس خواندن به مکتب می رفتیم. حاجی رحمانی (ارباب وقت) می گفت هر کس که پسر دارد اجباراً باید بفرستد مدرسه درس بخواند. اگر کسی می گفت در توان ما نیست، می گفت : بفرست (راهی هاکااااان!).

در آن زمان در حسینیه که سقفش از کاه و کلش بود درس می خواندیم. کم کم استاد ما مرحوم شد. (به نظرم شیخ گلعلی).  من و چند نفر دیگه برای تحصیل به روستای زرین آباد رفتیم. در آن زمان باید از تپه ی میان اسبوکلا و زرین آباد که به زرین وا سی مشهور است رفت و آمد می کردیم که خیلی خطر ناک بود. آن زمان پلنگ و ببر وجود داشت و به افراد حمله می کرد. در مدت تحصیل پدرمان پنج شنبه ها به ما سر می زد و مقداری برنج و روغن برای استادمان می آورد. ما در مدت 6 ماهی که در زرین آباد درس خواندیم به اندازه 6 سال مطلب یاد گرفتیم. استادمان سخت گیر بود و هر مطلبی که به ما یاد می داد از ما سوال می کرد و اگر بلد نبودیم درس جدیدی نمی داد. همین مسئله باعث شد تا در خواندن متن عربی مهارت پیدا کنیم. استاد ما یک کتاب داشت به اسم نصاب که از روی آن به ما درس می داد. من پس از مدتی که درس و خواندن نوشتن را یاد گرفتم برگشتم. »

به نقل از بزرگان : تعدادی از ما مدتی پیش شیخ احمد کیاپی درس می خواندیم.

پس از این دوره احمد یاری (شیخ احمد یاری پدر حاجی قدیر یاری) در منزل خود به کودکان درس می داد. آقایان حاجی قدیر یاری، حاجی مهدی سالخورده، استاد علی یاری، علی اصغر اسدی، محمد کرمی ، رحیم زارع کیاپی، جعفرعلیزاده کیاپی، مصیب حسین پور ولاشدی، رحمان شعبانی و ... از شاگردان ایشان بودند. به نقل از شاگردان ایشان ، هر وقت کودکی را تنبیه می کردند زود دلشان به رحم می آمد و با تخم مرغی از دلش در می آورد.

شیخ حسین سالخورده زرین آبادی نیز مدتی در حسینیه عم جز و قرآن درس می داده است.  پس از مکتب خانه سپاه دانش در حسینیه کلاس دایر می کرد تا اینکه مدرسه ها شکل گرفت. اولین کلاس ها در مدرسه ای سه اتاقه و گلی که در حیاط مدرسه ابتدایی فعلی قرار داشت، برگزار شد. تا این که در اول انقلاب با دریافت اعتبار توسط نماینده مردم ساری در مجلس، مدرسه ی اسبوکلا را ساختند.