اسبونیوز : روش های برداشت محصول در عصر ما با روش های سنتی آن در گذشته کاملا متفاوت و تقریبا به طور کامل ماشینی شده است . هر چند در برخی نقاط هنوز از روش های سنتی استفاده می شود . در گذشته پس از رسیدن محصول (در اسبوکلا بیشتر گندم ، جو و شالی) روزها طول می کشید تا افراد آن را در کیسه به خانه آورده و یا به بازار فروش برسانند. این روش ها اغلب زمان بر و طاقت فرسا بود و بهره وری پایینی هم داشت ، اما صفا و صمیمیت میان کشاورزان و عشق به کار و کسب روزی حلال با قوه ی بازو و عرق جبین بیشتر قابل لمس بود. با آمدن انواع ماشین ها ، از نشاگر ، وجین گر ، دروگر و .... دیگر آن سبک کشاورزی تقریباً به فراموشی سپرده شده و در عرض چند ساعت حاصل کار یک کشاورزی به خانه ی او منتقل می شود . در زیر مقداری از سنت های برداشت محصول در گذشته ، خرمن سری ، خواهد آمد.

زمین های زراعی روستای اسبوکلای ساری تقریبا هزار هکتار است که دامنه ی تپه های شمالی (کیاپی سی ، په سر ، ول چال کن ، تیرنگ تپه و بیجالاپه) و تپه های جنوبی (لیلم و اسبه داری ، اَویاچر و سگِ دم) و دشت اسبوکلا (میون کشون ، اسکل دشت و ولاشد کشون و بول بن و بنگابن و جره بن و ... ) را شامل می شود . در قدیم مردم اسبوکلا فاصله ی بین روستا تا زمین های کشاورزی و جنگل را با پای پیاده و یا حیواناتی چون اسب طی می کردند اما اکنون با هر وسیله ای می توان به سر زمین رفت ، البته بیشتر از تراکتور برای رفتن به مزرعه استفاده می کنند. 
 

 
شالی دشت اسبوکلا (اسکل دشت)

در روستای اسبوکلا از قدیم گندم و جو و شالی در ابعاد زیاد و ارزن ، پنبه ، کنجد و ... به مقدار مورد نیاز کشت می کردند. مرحله ی نخست برداشت محصول درو کردن است که در گذشته و حتی حال ،  افراد ماهری تحت عنوان دروگر به صورت قرضی (کایری) و یا مزدبگیر (مزیر یا مزگیر) کار می کردند. ابزار برداشت محصول اغلب نوعی داس (واش ورین) است . واش ورین هنوز کاربرد خود را برای درو و تهیه ی علوفه ی دام حفظ کرده است. دروگرها با هر پنجه ی دست ، ساقه های درو شده را با یک ساقه از همان پنجه می بندند  که به آن «چینگاله» می گویند و  ده تا پانزده چینگاله مرتب پشت سر هم روی باقیمانده ی خشک گیاه گندم یا شالی قرار می دهند تا خشک شود . پس از خشک شدن با آفتاب ، یک یا دو نفر به عنوان «دسته بند» به دنبال دروگرها (اغلب یکی دو روز پس از درو دسته ها جمع می شود) این ده تا پانزده چینگاله را در یک جا با مهارت خاصی می بندد که به آن «دسته» می گویند و هر ده الی پانزده دسته را روی هم به طرز خاصی که اصطلاحا به آن «کوله» می گویند می چینند. این کوله ها طوری روی هم چیده می شد که اگر باران بیاید ، خوشه های گندم و جو و یا شالی کمتر آسیب بینند. کوله ها به وسیله کشاورزان و دروگران جمع آوری شده و به مکانی به نام «خرمن سر» حمل می شد این عمل را اصطلاحا «کرکشی» می گویند. این کار در اسبوکلا به چند روش انجام می شود. مقداری از محصول را که کَرکش با طناب یا ابزار کمکی دیگر حمل می کند را «پِشته» می گویند.
 

 

(تصویر سمت راست) دروگر مازندرانی در حال دروی شالی  (تصویر سمت چپ) دروگر در حال دسته بستن چینگاله های شالی
  
(تصویر سمت راست) چند دسته ی شالی روی هم (تصویر سمت چپ) تصویر  چینگاله
تصویر تعدا زیادی از کوپا های کوچک شالی
 

کرکش در موقع بازگشت خوشه‌هایی که از بار پشته در مسیر به زمین ریخته شده است را جمع می کند. برخی مواقع خوشه های افتاده روی زمین پس از جمع آوری به قدری زیاد می شود که باعث تعجب می گردد . پشته ‌ها به «خرمن سر» منتقل می‌گردید. در آن جا دو یا چند نفر آن ها را داخل  بنای سنگی به نام « کروج»  یا بالای درخت قرار می دادند که به این عمل کوپا کردن می گویند. البته در روستای اسبوکلا در سال های گذشته بر روی زمین نایلون یا کفپوش های بافت شده از کیسه پهن کرده و بر روی آن کوپا می کردند . کوپا شدن در اصطلاح یعنی یک جا انباشته شدن . البته کوپا برای گندم و جو در اسبوکلا به خیلی قدیم تر بر می گردد زمانی که وسایل ماشینی نبود و با آمدن کمبایل مردم حتی زحمت درو کردن به خود نمی دهند . اما به دلیل گل بودن زمین های شالیزاری تا مدت ها پس از درو مجبور بودند محصول شالی را در جایی کوپا کنند .

 
(تصویر سمت راست) کشاورز ساروی در حال کرکشی (حمل دسته های گندم) ؛ (تصویر سمت چپ) کروج سنگی در یکی از روستاهای ساری
 

(تصویر سمت راست) کشاورزان در حال کوبیدن شالی با اسب ، همچنین تصویر کوپتلار و کوپای روی آن ، سال 1340 روستای سیاه بند ؛ (تصویر سمت چپ) کوپا
 
کوبیدن شالی توسط اسب (خرمن کوبی) در جشن خرمن سال 92 ، روستای پهنه کلای ساری

 

کروج در منطقه ی ما به دیوار سنگی بدون گِل گفته می شود و «کر کروج» به دیوار سنگی به ارتفاع حدود یک متر به صورت مدور گفته می شود. کشاورزان گندم و جو درو شده و دسته کوله را در داخل کر کروج  یا کوپتلار با مهارت خاصی می چینند تا از گزند حیوانات و صدمات بارندگی و پرندگان و جوندگان مثل موش در امان بمانند. ( این کوپاها را تقریباً یک متر بالا تر از سطح زمین با مهارت به صورت مدور روی سنگ ها می چیدند، البته این « سنگ کروج » است دار کروج و کوپتلار داستان دیگر ی دارد. دار کروج همان طور که از اسمش پیداست درخت کوتاه به ارتفاع دو سه متر با تنه کلفت بود که فرم مخصوصی داشت و کوپا روی آن قرار می گرفت. کوپتلار هم نپاری بود محکم که از چوب درست می شد که روی آن کوپا قرار می گرفت و از زیر آن به عنوان سایه و سرپناه استفاده می شد. دسته های گندم و جو روی کروج به صورت مدور چیده می شد به طوری که خوشه های آن به طرف داخل و  ساقه ها به طرف بیرون قرار می گرفت و هر چه بالا تر می آمد قطر دایره کمتر و کمتر می شد تا در انتها به هم می رسید. در آخر کار هم چند ردیف دسته ها به صورتی برعکس یعنی خوشه ها وارنه روی ردیف های آخر قرار می گرفت تا مانع نفوذ باران به داخل کوپا شود. همان طور این کار به خاطر این بود که محصول از گزند حیوانات و باران در امان بماند. کوپاها از دور مثل گنبد امام زاده ها بود. بعد از کوپا کردن ، کشاورزان می توانستد به کار های دیگر خود مشغول شوند تا در اواخر تابستان و یا حتی پاییز عمل «خرمن کوبی» را انجام دهند. البته در روستای اسبوکلا کَر شالی را روی زمین کوپا می کردند ولی در گذشته گندم و جو را روی کروج هایی که از پرچین درست می شد می چیدند . هر خانواده به مقدار نیاز یکی دو ماه از محصول را با اسب می کوبید و از ساقه جدا می کردند و مابقی را می گذاشتند برای اویل پاییز . به این محصولی که به خانه می آوردند «پیش کو» می گفتند. کو به مازندرانی کوبیدن معنی می دهد. محصول و یا ساقه های خشک شالی (کَمِل) را بار اسب می کردند و به خانه می آوردند .


دروی شالی با ماشین دروگر (روستای اسبوکلای ساری - مرداد 1393)

 

خرمن به فتح یا کسر خ در فرهنگ های فارسی به معنی « کود » ( توده ی غله یا کوپا ) غله و گندم بوده که بعد از آن پاک کنند – توده ی غله که هنوز نکوفته و از کاه جدا ننموده باشند – خوشه های غله را گویند که بعد از درو کردن توده بسازند و هنوز دانه دانه را از کاه جدا نکره باشند ( لغت نامه دهخدا) . خرمن مکانی بود که در کنار مزرعه در جای بلند ، مناسب و باد گیر به صورت دایره وار ‌ساخته می شد. دلیل اینکه خرمن در جای بلند قرار داشت ، این است که اصطلاحاً «باد خور» داشته باشد تا بتوان به کمک باد ، کاه را از گندم و جو جدا کرد. کف خرمن نیز باید به اندازه کافی سفت و هموار باشد تا جو و گندم  و عدس در خاک فرو نرود. محصول را در زمین خشک کرده و در خرمن با اسب می کوبیدند. برای این کار ابتدا خرمنگاه را آب گرفته و پس از آن که نم آن بیرون رفت ، روی خرمن گاه «ننگه» (خرده های کاه) ریخته و با پا روی خرمن را فشار می‌دهند تا این ننگه در داخل زمین فرو رود و زمین نیز سفت شود. روش کوبیدن به این صورت است که ابتدا دسته های کر را در وسط خرمن قرار داده و مقداری از آن را به صورت دایره پخش می‌کردند. برای خرمنکوبی از دو اسب استفاده می‌کردند. کار خرمن کوبی توسط چند نفر انجام می گرفت یک نفر دسته ها را باز کرده و در دایره خرمن قرار می داد یک نفر هم هدایت و نازاندن اسب را بر عهده داشته است. یک نفر هم با «لفا» مرتب در حال به هوا دادن یا به اصطلاح «شاد کردن» کرهای وسط دایره خرمن بود و با این کار کاه را از دانه گندم و جو و یا شالی جدا می کرد. این کار بسته به مقدار کوپا یکی دو روز یا بیشتر طول می کشید.

 
کَمِل وند (جمع آوری و بسته بندی دستی ساقه های شالی برای مصرف دام)
 
محصول شالی کشاورزی مازندرانی پس از ماه ها تلاش و تحمل رنج (کیسه های شالی)
 
(تصویر سمت راست) بسته بندی مکانیزه ی ساقه های شالی به عنوان علوفه ی دام  ؛ (تصویر سمت چپ) کمبایل زندن شالی در یکی از شالیزارهای مازندران

 

اما متاسفانه امروزه به دلیل استفاده از ماشین آلات کشاورزی و سرعت یافتن بیش از حد زندگی های امروزی ، همه ی عملیات برداشت محصول که به صورت سنتی و با مشاورکت افراد و هم محلی ها انجام می شد و بیانگر وجود روح تعاون و همکاری میان افراد بود ، از میان رفته است . کشاورز با یک تلفن به صاحب ماشین دروگر و کمباین و کاه بند کارش راه می افتد. فقط کافی است وسیله اش را سر زمین ببرد و محصول را به خانه بیاورد. شاید تا چند سال بعد این ها فقط خاطره ای شده باشد در ذهن ها.

-------------------------------------------------

منبع کمکی : سایت سادوا ، فارس ، مهر ، ایسنا ، دوسرشمار ، ویکی پدیا