اسبونیوز : رفته رفته شاهد نفوذ زندگی شهری در لایه های اجتماعی روستای اسبوکلا هستیم . امروزه ابزارهایی که در زندگی روزمره استفاده می شود مدرن و صنعتی شده اند . اما هنوز برخی از ابزارهای قدیمی کاربرد خود را حفظ کرده اند . ابزارهایی مانند تبر ، داز (دره) و داس و ... از ابزاهایی هستند که در اصطلاح محلی (کارِسّی : kares-si) هستند . یعنی ابزاری هستند که همیشه لازم می شود و باید دم دست باشد . این ابزار از گذشته برای دفاع ، تولید صنایع دستی ، تهیه هیزم و بریدن درخت و سرشاخه ها برای تامین علفه دام و ... استفاده می شده است . در نوشتار زیر این ابزار معرفی می شوند . تبر (تُر : tor) : استفاده از تبر به دوران غار نشینی باز می گردد و از دیرباز مورد استفاده ی بشر قرار گرفته است . این استفاده برای ساکنان جنگل یا حاشیه ی آن نقشی حیاتی ایفا می کرده است . در حال حاضر از تبر به اشکال مختلفی از تبر استفاده می شود : تبر کوهنوردی (کلنگ) ، تبر آتش نشانی ، تبر رزمی ، تبر جنگل بان و در نهایت تبر جنگل نشین .   اجزاء تبر : تبر از دو قسمت دسته که چوبی است و کله تشکیل شده است که هر کدام باز به بخش های دیگری تقسیم می شوند . دسته ی تبر شامل سه قسمت است . پایین دسته که معمولا باریک ترین قسمت آن است . میان دسته که محل به دست گرفتن است . برخی از سازندگان دسته ی تبر در این قسمت برامدگی هایی ایجاد می کنند که ایجاد اصطکاک نموده و از سر خوردن در دست جلوگیری کند . انتهای دسته که کلفت ترین قسمت دسته بوده که در استوانه ی کله ی تبر محکم می شود تا مانع جدا شدن کله ی تبر هنگام استفاده از آن شود . کله ی تبر شامل دو قسمت اصلی چکش و صورت می باشد : چکش نیز شامل دو قسمت است ، یکی بخش پشت تبر است که می توان از آن به عنوان چکش و برای کوبیدن استفاده کرد و دیگری چشم تبر ، همان جایی که دسته ی تبر به تبر متصل می شود . صورت تبر به شش بخش تقسیم می شود : پنجه ، نوک تیز بالایی ، لبه ی برش ، نوک تیز پایینی ، پاشنه ، بال بالا و بالا پایین و سینه ی تبر . دسته ی تبر : در نقاط مختلف تبرستان از چوب درختچه های مختلفی استفاده می کنند . در  منطقه ی اسبوکلا اغلب از چوب درخت کاندِس برای تهیه ی دسته ی تبر استفاده می شود . مردم محلی بر این باورند که چوب درختچه ی تک شاخه و جوان کاندس (کاندس شِل) ، بهترین و محکم ترین چوب برای ساخت دسته را خواهد داشت ، ضمن این که کاندِس شِل صاف تر است و در هنگام صاف کردن با آتش کمترین تلاش را نیاز دارد . دیگر آن که در هنگام شیشه کشیدن (رنده کشیدن و سنباده کاری در جهت صاف و سیقلی کردن سطح دسته که در مرحله ی نخست با شیشه انجام می گیرد) نیز نیازی به برداشتن زیادی از لایه ی سطحی چوب نخواهد بود . از آنجایی که این لایه ی سطحی (کامبیوم) در مقاومت چوب در مقابل شکستگی تاثیر زیادی دارد ، مستقیم و کم شاخه بودن چوب را بسیار حائز اهمیت می نماید که این ویژگی را در کاندِس شِل راحت تر می توان یافت تا در درختچه های بزرگ . پس از تهیه ی چوب دسته ، نوبت به صاف کردن آن به روش پخت می رسد . پختن چوب چند مزیت دیگر هم دارد . یک آن که مقاومت چوب را بالا می برد و دیگر آن که رنگی قهوه ای مایل به قرمز به چوب می دهد که باعث زیبای خاصی در چوب دسته می شود . آتشی مهیا می شود و پس از آن که شعله ها فروکش نمود و ذغال آخته باقی ماند ، چوب را زیر انبوهی از خاکستر داغ نهاده و روی آن انگِشت (اَنگِله : angele : ذغال داغ و آخته) قرار می گیرد . هر چند وقت یکبار چوب را بررسی می کنیم تا نسوزد زیرا سوختگی موجب ضعف و شکستن دسته به هنگام استفاده از تبر می شود . وقتی عملیات پخت پایان یافت ، با وارد کردن فشار به قسمت های دارای انحنا ، چوب را راست می کنیم تا پس از سرد شدن ، راست باقی بماند . حال پوست کنی و شیشه کشی آغاز می شود . باید به خاطر داشت تا قبل از این مرحله نباید پوست چوب را برداشت چون که هم چوب راست نمی شود و هم در مرحله ی پخت دچار آسیب های جدی می شود . حال انقدر سطح چوب را با شیشه یا شی تیز دیگری می تراشند و می سایند ، تا پوست آن جدا شده و صاف و صیقلی شود . این کار به دو منظور انجام می شود . یکی این که چوب صاف به هنگام استفاده از تبر ، کمتر دست را آسیب می زند و دچار پزغاله (پِله : pele : تاول های ناشی از سایش) می کند و دیگر آن که دسته را به گونه ای می تراشند که از یک طرف نازکتر بوده و هر چه به سمت دیگر دسته می روند ، دسته ضخیم تر می گردد . معمولا دسته از قسمت نازک وارد چشم تبر شده و سر ضخیم دسته در چشم تبر گیر کرده و رو نمی شود . با کمک این فن از جدا شدن تبر از دسته و پرتاب احتمالی تبر به هنگام تبرزنی جلوگیری می شود . بعضی از روستاییان از پاس (گوه) به منظور محکم تر کردن دسته در تبر استفاده می کنند . البته فقط جنگل نشینان از شیشه استفاده می کنند . روستاییان از رنده ی تجاری و سنباده بهره می برند . گالش ها معتقدند استفاده از رنده ی تجاری راحت تر بوده ولی قدرت مانور شما را کم کرده و باعث می شود چوب شما در نقاطی دچار ضعف شود. که این ضعف نهایتا منجر به شکستن چوب در این نقاط ، زودتر از چوبی که با شیشه صاف شده ، می شود . بعد از صیقل دادن چوب نوبت به روغن مالیدن آن می شود که باز هم تفاوت تکنیک بین جنگل نشینان و حاشیه ی جنگل نشینان دیده می شود . گالشان سرشیر را بر روی چوب مالیده و معتقدند که هم عمر دسته و هم مقاومت آن را دو چندان می کند . ولی روستاییان از روغن نباتی و یا حتی روغن های شیمیایی مخصوص چوب بهره می گیرند . این روغن مالی کردن هر روز تا مدت یک هفته ادامه می یابد . پس از آن چوب را پشت بام نهاده و برای ماه ها آنجا رهایش می کنند تا کاملا خشک شود چون اگر از چوب تر برای دسته زدن استفاده شود ، چوب در طی روزها و در حین استفاده خشک شده و در حین خشک شدن از حجم و ضخامت آن کاسته شده و مجددا خطر جدا شدن تبر از دسته به هنگام تبر زنی افزایش می یابد. جا زدن دسته تبر نیز دارای نکات ظریفی است . چرا که اگر دسته به درستی جاسازی نشود ، تبر شما برش صاف و مستقیمی ایجاد نمی کند . وقتی تبر را به دست می گیرید باید بتوان بین انتهایی ترین نقطه ی دسته و نقطه ی پنجه و پاشنه ، یک خط مستقیم کشید . همین استراتژی (پختن ، رنده کردن و روغن زدن) در ساخت دست چو (چوب دست چوپان ها) و هیلانگ یا تیلانگ (چوبی که معمولا برای چیندن میوه از آن استفاده می شود و یک سر آن حالت آویز دارد) و حتی برای ساخت دوکَلِک رزین (چوب دوشاخه ی تیر و کمان که معمولا از چوب انار می باشد) استفاده می شود . کله تبر : در سایر کشور ها کارخانجات کوچک و بزرگ عهده دار تولید کله تبر و دسته ی آن هستند به همین دلیل تجربیات استفاده کنندگان تبر و تبرسازان را جمع آوری و علم روز را بر آن افزوده و اقدام به تولید تبر می کنند و برای ساخت کله تبر از آلیاژ های پیچیده ای استفاده می کنند. در کشور ما صنعت تبر سازی منحصر به آهنگران و صنعتگران کوچک محلی به ویژه جوکیان (کولیانی که گفته می شود اصالتا هندی نژاد هستند) می باشد و در این میان تبر و داس ساخته شده ی جوکیان از نقطه نظر کیفیت از شهرت بالایی بر خوردار است . این آهنگران که به بیشتر به صورت موقت در روستاها ساکن می شوند از فنر تخت ماشین برای ساخت تبر و سایر ابزار مانند تیشه و هوکا استفاده می کنند و پس از حرارت دادن و چکش کاری به آن حالت داده و در نهایت آن را آب دیده می کنند . آب دیده کردن هر وسیله برنده نظیر تبر ، داس ، کارد و شمشیر از آن جهت اهمیت دارد که لبه برنده آب دیده شوه در حین برخورد با جسم سخت خم نشده و دچار فرو رفتگی نمی شود . (یکی از راه های ناجوانمردانه ی تست تبر این است که دسته دو تبر را گرفته و آن دو را از لبه به هم بکوبند . آن تبری که لبه برش آن دچار فرورفتگی گردیده خوب آب دیده نشده است ولی بهترین روش آن است که از سوهان یا سنگ تیز کن استفاده شود . اگر سوهان به راحتی شروع به رنده فلز تبر نمود و براده ایجاد کرد مشخصا آن تبر دارای کیفیتی پایین است . همچنین اگر سوهان به راحتی نمی توانست کار تیز کردن را انجام دهد و مرتب به جای ساییدن سر می خورد فلز این تبر زیادی سخت بوده و احتمال شکسته شدن لبه ی آن در اثر برخورد با جسم سخت وجود دارد و یک فلز بین این دو وضعیت می تواند یک تبر مطلوب باشد) . تبر در اندازه های متفاوتی ساخته می شود . مثلا یک تُر کاته (یا تبر کوچک) باید حدود یک کیلوگرم وزن داشته و یک تبر حرفه ای برای قطع درخت نباید کمتر از 2 کیلو وزن داشته و دست آخر یک تبر رزمی که تبرستانی های باستان (مازندرانی ها) از آن هم برای قطع درخت و هم در جنگ ها به عنوان سلاح استفاده می کردند حدود سه کیلوگرم وزن داشت. لازم به ذکر است که پرتاب به سمت هدف و نشاندن روی هدف به گونه ای که جداسازی تبر از هدف به راحتی صورت نگیرد ، یکی از شیوه های جنگی مازندرانی ها بوده که به این وسیله دشمن را از راه دور از پا در می آوردند . این مدل تمرینات به شکل تفریحی در برخی از قسمت های مازندران انجام می شود . تیز کردن تبر : تیز کردن تبر هم مانند تهیه ی دسته رموز خود را دارد و عمدتاً به چهار روش سنتی : سوسنگ (سنگ مخصوص سایش) ، روش طولانی سوهان زدن و استفاده از سنگ های صنعتی مخصوص تیز کردن ، روش گرم کردن و چکش کاری جوکیان که اصطلاحا می گویند کشیدن تبر . (البته در اسبوکلا به تیز کردن و یا تیز کردن مجدد تبر با این روش دَم بِره می گویند . (دَم : لبه . بِره : داغ کردن ، آخته کردن)) . دست آخر استفاده از روش های نوین تیز کردن با تیز کن برقی . روش سنتی استفاده از سوسنگ : این روش هم مانند سایر روش های گالشان دارای رمز و رموزی دیگر است . یکی از همین اسرار جنس خود سوسنگ (سنگ سایش ؛ سو به معنی سایش) و محل تهیه ی آن می باشد . گالش ها و افراد محلی این سنگ ها را به خوبی شناسایی کرده و از کوهستان های همجوار تهیه می کنند . (در اسبوکلا منبع بیشتر این سنگ ها رودخانه ی بزرگ اسبوکلا است) . سوسنگ ها برخلاف سنگ های صنعتی اغلب بزرگ و به دلیل وزن زیاد آن ها انتقال آنها دشوار است . به همین دلیل آن را در یک گوشه ی ایوان (دَروِن سَر) قرار می دهند و برای تیز کردن تبر را روی آن می سایند . برای این که از خشکی سنگ بکاهند تا در هنگام تیز کردن بر روی فلز خراش نیاندازد با آب یا نفت و گاهی با روغن ، سنگ را قبل از شروع به ساییدن مرطوب و یا چرب می کنند . (در اسبوکلا سوسنگ هایی که در کودکی دیده ام تقریبا زرد رنگ و از سنگ های دانه دار رسوبی بوده اند و برای رطوبت روی آن آب می ریختند). روش استفاده از سوهان و یا سنگ های صنعتی : این روش به دلیل آن که وسیله ی تیز کننده را روی تبر می سایند آسان تر بوده و کنترل بیشتری برای شکل دادن لبه و زاویه دادن گوشه ها در اختیار قرار می دهد . بدین شکل که تبر را روی یک سطح صاف قرار داده و سوهان یا سنگ مستطیل شکل را روی آن قرار می دهیم طوری که یک سر انتهایی سوهان روی قسمت چکشی تبر و سر دیگیر روی لبه ی برش قرار گیرد و دست چپ روی قسمت بالایی سوهان و دست راست روی لبه ی پایینی که لبه ی برش را تیز می کند قرار می گیرد . حال سایش از چپ به راست و از راست به چپ شروع و ادامه می یابد . مدل تیز کردن برای اهداف مختلف متغیر می باشد مثلا تبری که برای جداکردن یک تکه ضخیم چوب به دو تکه استفاده می شود لبه ی آن نباید خیلی باریک باشد و برعکس تبری که برای قطع و برش از آن استفاده می شود باید لبه ی باریک و تیز تری داشته باشد ولی یک تبر معمولی همه کاره باید لبه برشی با زاویه ی 25 درجه و ضخامت 3 میلی متر داشته باشد . روش جوکیان یا دَم بِره کردن تبر : در این روش که بهترین روش تیز کردن می باشد و نیاز به تبحر زیاد دارد . چون در غیر این صورت تبر کاملا بدفرم و خراب می شود . ضمنا به علت وقت گیر و سخت و نفس گیر بودن این روش ، جوکیان تمایلی به استفاده از این روش ندارند و معمولا تبر را با وسایل دیگر تیز کرده و می گویند که تبر را به روش کشیدن (دَم بِره) تیز کرده اند . در این روش کله ی تبر را گرم می کنند (نباید خیلی داغ و قرمز شود چون اگر چنین شود تبر دچار خشکی و سختی بیش از حد شده و لبه ی آن در اثر اصابت با اجسام سخت شکسته و یا دچار پریدگی می شود) و با چکش کاری ملایم و مداوم لبه ی برش را نازک می کنند . با تبری که با این روش تیز شده می توان ریش را هم تراشید!.  نکاتی در جهت استفاده صحیح از تبر : - همیشه به هنگام استفاده از تبر چشمتان باید به نقطه ی هدف که قرار است تبر فرود آید باشد . - دو پای خود را به عرض شانه باز کرده و با دو دست تبر را نگاه داشته و بالا ببرید و در این هنگام باید بتوانید نقطه ی هدف یا برش را از بین دو بازوی خود ببینید. - همیشه به خاطر داشته باشید که گاهی اوقات تبر در اثر اصابت با بعضی اجسام (مثلا چوب خشک شده درخت آزاد) برگشته و احتمال برخورد قسمت چکش تبر با صورتتان هست. - باید به خاطر داشته باشید که احتمال این که تبر با هدف برخورد نکند و یا پس از برخورد از کنار هدف جهیده و سمت ساق پای شما نشانه شود وجود دارد . - به هنگام تیز کردن هر چقدر دستان شما از کله تبر دور تر باشد قدرت ضربه ی بیشتری و میزان کنترل کمتر و بر عکس هرچقدر دستان شما به کله تبر نزدیک تر باشد قدرت ضربه کمتر ولی در عوض کنترل بیشتری ایجاد می شود . - چون درختان انجیلی و کرات موجب کند شدن لبه ی برش تبر می شوند ، حتی المقدور سعی کنید از تبر زدن به چوب های این دو گونه خودداری کنید . - هرگز تنه و شاخه ی درختان ، خصوصا نهال ها را بی جهت با تبر زخمی نکنید . چرا که تبر ابزاری است برای تهیه چوب و سرشاخه در حد نیاز نه استفاده بی دلیل آن .   اشکال دیگر تبر : اَفِن دَره (داز یا داس) مازندران : که معمولا برای هرس و قطع شاخه ها از آن استفاده می شود . در اسبوکلا که بیشتر کار کشاورزی و باغداری دارند ، دَره دم دستی تر و کاربردی تر است . هرچند از تبر هم استفاده می شود . واش ورین (علف بر) و همان گونه که از اسمش پیداست در بریدن علف برای گوسفند و یا برداشت محصول از آن استفاده می شود . واش نوعی گیاه است که به صورت هم زیستی بر شاخه های برخی از درختان جنگل های هیرکانی می روید و برای خوراک دام استفاده می شود . ورین (verin) هم یعنی بُرنده . به یاد داشته باشید ، تبر ابزار کار ، وسیله ی جنگی و دفاعی نیاکان تبری ما بوده و از با ارزش ترین وسیله ی یک تبری باستان محسوب می شده تا جایی که عده ای از محققین بر این باورند که نام قوم تبری به سبب اهمیت تبر برای این اقوام انتخاب شده است ، پس ما نیز از تبر به عنوان وسیله ای برای آسیب جانوران و گیاهان استفاده نکنیم و به تبر به دیده ی ابزاری مفید و همچنین سلاح نیاکان بنگریم . ---------------------------------------------------------پی نوشت : بیشتر قسمت های این نوشتار ، برگرفته از کتابچه ی الکترونیک « تبر ، ابزار و سلاح تبرستانی های باستان» نوشته آقای هومن تبرستانی در فروردین 1392 (1523 تبری) است .