اسبونیوز : به لحاظ اهمیت مدیریت روستایی و تاثیر آن بر زندگی و معیشت مردم نقاط مختلف کشور ، همین طور روستای اسبوکلا ، در چند قسمت این مبحث را از کتاب «دانش بومی» (مجموعه مقالات) نوشته جلال یوسفی با همکاری هادی حسین زاده داورزنی تقدیم شما بزرگواران می کنم.

اندیشمندان علوم اجتماعی برای ارائه تعریفی از دِه و تفاوت آن با شهرها به ملاک های متعددی اشاره کرده اند. تعداد جمعیت محل ، نوع  معیشت ،  عرف ، وجود شهرداری و ساخت اجتماعی ، فاکتورها و ملاک هایی هستند که روستا شناسان آنها را مبنای تعریف ده قرار داده اند . در خصوص ملاک جمعیتی در ایران ، نقاط کمتر از پنج هزار نفر را ده و بیشتر از آن را شهر به حساب آورده اند . در ایالات متحده آمریکا  این رقم 2500 و در فرانسه 2000 نفر می باشد. البته این ملاک نمی تواند  ملاک خوبی برای تمیز ده از شهر باشد زیرا که مکان هایی وجود دارد که حتی بیشتر از 5000 نفر جمعیت داشته اما نه تنها شهر نبوده بلکه  فاقد ویژگی های شهری نیز می باشند و در مقابل مناطقی وجود دارد که کمتر از 5000 نفر جمعیت داشته ولی شهر محسوب می شوند . هر چند می توان علت شهر شناخته شدن این مناطق را عوامل امنیتی دانست. از نظر نوع معیشت نیز ده را تعریف کرده اند . لایحه قانونی تشکیل انجمن های ده و اصلاح امور اجتماعی و عمران دهات مصوبه 1342/06/09 ده را چنین تعریف کرده است .  " ده از نظر این لایحه عبارت است از مرکز جمعیت و محل سکونت حداقل 250 نفر یا 50 خانوار که در آمد افراد آن از طریق کشاورزی حاصل شود" .

قانون اصطلاحات ارضی مصوب 19 دی 1340 ده را این طور تعریف کرده است " ده عبارت است از  یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانوار  که در اراضی عملیات کشاورزی  حاصل گردد و عرفا در محل ، ده یا قریه شناخته شود."عرف ، ملاک دیگری در شناخت ده از شهر می باشد . در جامعه روستایی ایران عرف عامل مهم و تعیین کننده ای در تعیین مسائل و تعیین حدود  نسق  و حل مشکلات تلقی می شود و مردم معضلات و مشکلات خود را از طریق عرف مرتفع می کردند .گرچه با کم شدن فاصله بین شهر و روستا  و افزایش  شهر و روستا و افزایش ارتباطات عرف اهمیت خود را از دست داده است . به طور کلی می توان گفت ؛ ده یا قریه واحدی اقتصادی -  اجتماعی ، جغرافیایی و مرکز تجمع مردم یکجا نشین است که قسمت اعظم درآمد آنها از کشاورزی تامین می شود و شرایط خودکفایی را نیز  در خود دارد ( وثوقی ، 20 ) . در روستاهای سنتی برخلاف شهرها ، ارتباطات نزدیک است ، افراد در کنار هم زندگی می کنند و همدیگر را می شناسند و جامعه یکنواخت می باشد . در این روستا ها کنترل اجتماعی شدید است و افراد بر رفتار یکدیگر نظارت کامل دارند ، از این رو باید رفتار خود را متناسب با هنجار های جامعه بروز دهند. از طرف دیگر در جامعه شهری افراد نسبت به هم نا آشنا و نسبت به هم بیگانه اند. در روستاها بر خلاف شهرها که دارای خانه های بلند و چند طبقه و با انواع مصالح ساختمانی  می باشند ، خانه ها ساده و بی پیرایه بوده و نسبت به خانه های شهری ارزانتر می باشد. از تمایزات دیگر روستاها و شهر ها می توان به نوع غذا اشاره کرد . رژیم غذایی مردم روستایی با شهرها متفاوت بوده است. رژیم غذایی مردم روستایی با آن چه که مردم خود از طبیعت به دست  می آورند تناسب دارد.  نوع غذای روستاییان با لبنیات و فراورده های زارعین در کشتزارها خود مرتبط می باشد . نوع دیگر تمایزات از نظر قوانین حاکم بر روستاها می باشد . قوانین حاکم بر روستاها عرف است ولی قوانین حاکم در شهر ها رسمی و مدرن می باشد . که دائم در حال تغییر است . زن و مرد روستایی هر دو وابسته به زمین هستند و در امور زراعت  به هم کمک می کنند . در شهر ها زنان اغلب در مشاغل  خارج از خانه مشغول هستند . مردم روستایی در ایران بیشتر مایحتاج خود را در روستا ها به دست می آورند . داد و ستد روستاها ساده و اغلب بین روستاها می باشد و مقدار کمی از مایحتاج آنها از شهر تهیه می گردید1 . مردم روستا ها مهمان نواز اند و لذا در روستاها از مهمان خانه و مهمان  سرا خبری نیست. ازدواج در روستاهای ایران از عمومیت بیشتری برخوردار است و دایره همسر گزینی محدود بوده و ازدواج درون گروهی بیشتر است. منابع معیشت محدود و زراعت ، دامپروری ، باغداری و ... منابع غالب درآمد مردم روستایی را به خود اختصاص می دهند. در روستاهای ایران برخلاف شهرها محل فراغت و کار از هم جدا نیست. اغلب تفریح و کار توائماً انجام می شوند. روستاهای ایران از لحاظ شکل سکونت به طور کلی به دو گونه تقسیم می شوند:

1 - روستاهایی با مساکن مجتمع

2 -  روستاهایی با مساکن متفرق در روستاهای با مساکن مجتمع و انبوه بَر گِردِ یکدیگر قرار گرفته و باغ ها و مزارع در اطراف آن قرار دارند.

این گروه خود به چهار نوع تقسیم می گردد . نوع دهات با مساکن منظم و فشرده که اغلب سکونت گاه های روستایی در ایران را شامل می گردد. در این این نوع دهات ، خانه ها با نظم  توده واری به همدیگر فشرده شده و محلات ده به وسیله کوچه های باریک و پیچ در پیچ از هم جدا می شوند. روستاهای طولی یا خطی نوع دیگری از روستاهاست که در طول جاده ها یا رودخانه ها ساخته شده اند. دهات کوچه ای شکل که از گسترش روستاهای  کوچه ای شکل و از تقاطع راه هایی که از درون دهات عبور می نمایند ، به وجود آمده اند. نوع دیگر از روستاها ، روستاها یا دهات قلعه ای شکل می باشد. در این نوع روستاها ، خانه های روستائیان در درون قلعه واقع است و دیوارهای بلند و گلی خانه ها را از اطراف احاطه کرده است. چهار برج استوانه ای بلندتر از دیوار ، در چهار گوشه آن بنا شده است که نگهبانان قلعه ، شب ها و زمان حمله اقوام بیگانه در آن جای می گیرند و ... ( نیک خلق ، 34). در دهات با مساکن متفرقه ، خانه های روستایی دور از هم و پراکنده در کنار مزارع و باغ ها قرار دارند. عواملی چون فراوانی و یا کمبود آب ، امنیت ، دو عامل مهم در تفرق یا تجمع روستاها می باشند. عوامل دیگر مثل نوع بهره برداری ، نوع مالکیت ، موقعیت جغرافیایی ، معیشت غالب نیز وجود دارند که در تجمع و تفرق روستاها با درجاتی کمتر موثرند. مسئله قابل ذکر دیگر در روستاهای ایران ، ساختار جمعیتی روستاهاست. از نظر جمعیتی ، جمعیت روستایی نسبت به جمعیت شهری ، اساساً جمعیتی جوان است. افزایش جمعیت ، پدیده خوش نشینی در روستاها و مهاجرت به شهرها را به دنبال داشته است. جامعه روستایی ایران از نظر ولادت با جامعه شهری متفاوت می باشد. ولادت در جامعه روستایی ایران بیشتر از جامعه شهری است. مرگ و میر در مناطق روستایی به ویژه مرگ و میر کودکان به دلیل وجود شرائط نامناسب و نامساعد بهداشتی و نبودن امکانات پزشکی در این مناطق بیشتر از مناطق شهری است. مهاجرت از دیگر پدیده های جمعیتی در دهه های گذشته در جامعه روستایی ایران می باشد . آهنگ مهاجرت جمعیت در روستاهای ایران از 50  سال گذشته شروع و در دهه 1340 شمسی به دلیل پیاده شدن برنامه های نوسازی وارداتی رژیم و اجرای اصلاحات ارضی به نهایت شدت خود رسید ، به طوری که دهه 1340 را می تواند دوره” انفجار جمعیتی” از نظر مهاجرت دانست. عدم وجود امکانات رفاهی در روستاها  به ویژه امکانات پزشکی و بهداشتی ، بیکار شدن عده زیادی از روستائیان به ویژه افراد فاقد نسق که در جریان اصلاحات ارضی بدون زمین شدند ، تغییرات اساسی در ساخت روستاهای ایران به دلیل اجرا شدن برنامه های نوسازی از یک طرف و جاذبه شهرها از طرف دیگر منجر به این شد که جمعیت روستایی فوج فوج روستاها را رها و راهی شهرها گردند ، که عواقب سوء ناشی از این مهاجرت های بی رویه امروزه حاشیه شهرهای ایران را به صورت حلبی آباد درآورده و مسائل رفتاری و نا هنجاری های دیگر را نیز به دنبال داشته است. دولت جمهوری اسلامی ایران  تاکنون حدود یک صد بحران اساسی را ( که یکی از آنها جنگ تحمیلی است) پشت سرگذاشته است ولی نتوانسته بحران مهاجرت و حاشیه نشینی را کنترل نماید و این بحران همچنان باقی است. یکی دیگر از پدیده های مورد بحث در جامعه شناسی روستایی ایران ، جلوه های تعاون سنتی در روستاهای ایران است. گرچه از اهمیت آنها در دهه های اخیر کاسته شده ولی بررسی آنها قابل اهمیت می باشد. انسان روستایی در مواردی که با مشکل روبه رو می گردید متناسب نوع مشکل ، محل و فضای حاکم بر آن اقدام به ایجاد تعاونی های سنتی می نموده است. این تعاونی ها گاه اجتناب ناپذیر بوده است مثل” بنه” که به دلیل کم آبی هم چنین وجود نسق در بعضی روستاها در امر کشاورزی به وجود می آمده است . صحرا ، حراثه ، پا گاو و ... واحد های زراعی جامعه روستایی ایران می باشد . از دیگر تعاونی های سنتی و سازمان های مشارکتی روستایی می توان به هدایای مردم در شادی ها و مراسم عزا اشاره کرد که مردم به هم کمک می کردند . همچنین مردم روستایی ایران به تناسب محل و نوع همیاری در روستاها ی کوهستانی به کمک  هم در بستن سیل بندها به هم کمک می کردند . در مناطق برنج خیز ، نشا و کشت برنج ، در ساختن خانه و گل اندود کردن پشت خانه ها و ... و به کمک هم می شتافتند. در مناطق عشایری یکی از بارزترین سازمان مشارکتی و همیاری ، ”شیرواره” می باشد .که با جمع کردن شیر در نوبت های متوالی و در نزد هر خانواده از هدر رفتن شیر جلوگیری می کردند و  ... .